ابراهيم عاملي ( موثق )

132

تفسير عاملي ( فارسي )

چشم چپ براى خود مقام بالاتر ديد ، و آدم و همسرش بايد از درخت محبّت دورى كنند كه محبّت وسيله ى محنت است ، و نور محبّت موجب سوختن شخصيّت و خود - خواهى در برابر محبوب است كه آنوقت هويت و موجوديتى در برابر محبوب باقى نخواهد ماند و بموجب « يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَه » يعنى خدا آنها را و آنها خدا را دوست ميدارند ، بنور خداوندى روشن خواهند شد ، پس درخت محبت مانند گل و سرشت آدم است كه بدست حقّ پيدا و پرورش شده است ، و منع از نزديكى به آن براى تحريص و ترغيب بوده است كه « الانسان حريص على ما منع » يعنى انسان حريص تر است به آنچه ممنوع است و گر نه آن درخت خوراك غير آدم و اولاد او نبود زان - پس شيطان به قسم و ياد نام محبوب آنها را گرفتار محنت محبّت كرد و زشتى آتش دوستى كه فراق يار باشد نمودار شد ، و آنها براى پنهان داشتن آتش عشق با برگ عيش و نوش و خوشى بهشت روى آن را پوشاندند پس ندا رسيد كه بر هجر و دورى از دوست بمانيد و از مقام قرب و وصول تا چندى فرود آئيد كه بعضى دشمن بعضى هستيد : نفس دشمن روح و دل است و دل دشمن ما سوى اللَّه و با صدق و كوشش در محبّت زندگى ميكنيد و با محبّت خواهيد مرد و از عالم محبّت بسوى عالم حقيقت رهسپارتان ميكنند . روح البيان : از جمله ى « وَمِنْها تُخْرَجُونَ » آدم آسوده دل شد كه باز ببهشت خواهد رفت و اميدوار شد بوعده و فضل خداوند . و در دنبال مطلب بالا از اين اشعار حافظ نوشته است : نا اميدم مكن از سابقه ى لطف ازل تو چه دانى كه پس پرده كه خوب است كه زشت نه من از خانه ى تقوى بدر افتادم و بس پدرم نيز بهشت ابد از دست بهشت مقام عشق ميسّر نمىشود بىرنج بلى به حكم قضا بسته‌اند روز الست